| |
|
| |
استثنا |
| |
شانزدهم آبان 1386-
-غریبه |
| |
همه می گویند:چشم هایت را باز کن و خوب نگاه کن مبادا فریب خورده و ببازی ...
چشمانِ باز هم حریفِ بُرد و باختم نشد.
این بار چشمانم را می بندم شاید این بار بُردن با من باشد.
هر قانون استثنائی دارد و این است استثنای زندگی من...
پ.ن: برایم مهم نیست که بقیه به چه چیز و چگونه می اندیشند مهم این است که من چگونه راحتم و مهم تر این که من خودم به تنهایی فکر کرده و تصمیم گرفته ام.
پ.ن: کاش جاده ی زندگی دو بانده بود و پر تقاطع ...
|
| |
لینک ثابت
|
هیچی نمی گم... |
| |
بیست و پنجم مهر 1386-
-غریبه |
| |
خیلی هنرِ که آدم این قدر اعتماد به نفس داشته باشه.
طرف ترمِ ۱۲ دانشگاهِ بهش می گن: بسِ نمی خوای از این دانشگاه دل بکنی.
با کمال پُررویی و وقاحت می گه:عزیزم من دانشگاه رو به این راحتی به دست نیاوردم که به همین راحتی ها از دست بدم.
و با پُررویی بیشتر می گه:می شه یکی به من جزوه ی مقاومت بده کُلکسیونم جزوه ی استاد ... رو کم داره.
پ.ن: این جا بود که به بی ارزش بودن سنگ پای قزوین پی بردم.
|
| |
لینک ثابت
|
Game over |
| |
دوازدهم مهر 1386-
-غریبه |
| |
هميشه پيش از آن كه فكر كني اتفاق مي افتد.
پ.ن: نگرانم، شايد بي گدار به آب زدم. شايد ...
پ.ن: شب قدر، دلم مي خواد قرآن بذارم رو سرم و با تمام وجود صداش كنم. با اين كه خيلي بزرگه ولي هميشه تو خلوت هاي كوچيك تنهاييم مي بينمش. خدا جون به خاطر داده و نداده هات شكر...
|
| |
لینک ثابت
|
اندوه پرست (پاییز) |
| |
سی و یکم شهریور 1386-
-غریبه |
| |
کاش چون پائیز بودم...کاش چون پاییز بودم
کاش چون پائیز خاموش و ملال انگیز بودم
برگ های آرزوهایم یکایک زرد می شد
آفتاب دیدگانم سرد می شد
آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ می زد
اشکهایم همچو باران دامنم را رنگ می زد
وه...چه زیبا بود اگر پاییز بودم وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم
فروغ فرخزاد
پ.ن:تنها چیزی که بهم کمک می کنه پاییز رو تحمل کنم گوش دادن به آهنگِ « مسافر» با صدای رادِ
|
| |
لینک ثابت
|
تنهای تنها |
| |
بیست و دوم شهریور 1386-
-غریبه |
| |
کاش می شد از میان این ستارگان کور سوی کهکشان دیگری فرار کرد!
پ.ن:وقتی که تنهایی میاد فکر می کنم که بی کَسم...
|
| |
لینک ثابت
|
نامرد |
| |
هجدهم شهریور 1386-
-غریبه |
| |
نامرد در سیاهی فقدان مردیش را پنهان کرده بود.
پ.ن:این رو بارها و بارها تکرار میکنم تا خاطره های روز های خوب حریف زخم های عمیق روز
های بد نشه هر چند هیچ چیز حریف خاطره ها نمی شود.
پ.ن:به راحتی با یک بیت شعر همه چیزو از یاد بردم.بازم تو بُردی.
پ.ن:مدتی که نبودم رفته بودم ایران گردی جای همتون خالی.
|
| |
لینک ثابت
|
از کدام سرزمینی... |
| |
یکم شهریور 1386-
-غریبه |
| |
در سرزمین قد کوتاهان معیارهای سنجش همیشه بر مدار صفر سفر کرده اند.
پ.ن:از آدمای کوتاه نظر متنفرم.
|
| |
لینک ثابت
|
Dream |
| |
بیست و نهم مرداد 1386-
-غریبه |
| |
هميشه خواب ها از ارتفاع ساده لوحي خود پرت مي شوند و مي ميرند.
|
| |
لینک ثابت
|
تاسف |
| |
هجدهم مرداد 1386-
-غریبه |
| |
نمی خوام در به در این جاده شم
پس... میرم بدون این که تو یا کَسِ دیگه بخواد چیزی بگه
پرسیدی تبریک یا تنفر
گفتم تبریک
ولی مثل همیشه حرف دلم رو نزدم تاسف نه به حال تو به حال خودم
آره به حال خودِ خودم
میرم نپرس چرا چون انقدر جواب داره که نمی دونم کدومشو بگم...
|
| |
لینک ثابت
|
افسوس |
| |
شانزدهم مرداد 1386-
-غریبه |
| |
افسوس ما خوشبخت و آرامیم
افسوس ما دلتنگ و خاموشیم
خوشبخت زیرا دوست می داریم
دلتنگ زیرا عشق نفرین است |
| |
لینک ثابت
|
عشق |
| |
سی ام تیر 1386-
-غریبه |
| |
به این نتیجه رسیدم که:
عشق مثل خالِ بالای لبِ یکیش خیلی قشنگه اما اگه صورت خال خالی بشه جلوه ای نداره. |
| |
لینک ثابت
|
داشتن یا نداشتن مساله این نیست... |
| |
بیست و سوم تیر 1386-
-غریبه |
| |
"وقتی پول نداری کفش بخری به این فکر کن که بعضی ها حتی توانایی خرید یک جفت جوراب رو هم ندارن و وقتی که پول برای خرید یک جفت جوراب نداری مطمین باش کسانی هستن که پا ندارن که بخوان براش جوراب بخرن پس در هر دو صورت تو برتر و بالاتری اگر همه این طوری فکر کنن هیچکس از زندگیش ناراضی نیست."
پ.ن:یکی از تأثیر گذار ترین حرفهایی بود که وقتی شنیدم سعی کردم بهش عمل کنم.
پ.ن:عمل کردم تأثیر داشت.امتحان کن امتحانش مجانیه... |
| |
لینک ثابت
|
قیامت |
| |
پانزدهم تیر 1386-
-غریبه |
| |
شبهای امتحان توی خوابگاه هیچ کس هیچ کسی رو نمی شناخت درست شده بود مثلِ روز قیامت که حتی نزدیک ترین ادما هم همدیگه رو به جا نمی یارن. همه جزوه هاشون رو تو دستشون گرفته بودن و تو یه عالم دیگه واسه خودشون سیر می کردن انگار نه انگار که زمانی رفاقتی هم بوده ولی این امتحانایِ پدر دَرار یه فایده داشت تو این جور موقعیت هاست که میشه رفیق رو از نارفیق تشخیص داد. بالاخره هر چی که بود به خیر و خوشی تموم شد...
پ.ن:دلم واسه ی تک تک وبلاگهای قشنگتون تنگ شده بود (این رو جدی و بدون شوخی میگم)
پ.ن: بچه ها ترم دوم هم تموم شد دعا کنید شش ترم دیگه هم مثل برق و باد بگذره و تموم بشه.
|
| |
لینک ثابت
|
خودخواه |
| |
هشتم خرداد 1386-
-غریبه |
| |
وقتی جلوی جمع خوردم کردی اشک ریختم و بخشیدم...
اجازه نمیدم که توی تنهایی خودم خوردم کنی این دفعه لِهِت می کنم.
لعنتی پس برو کنار بذار هوا بیاد. |
| |
لینک ثابت
|
ح.ر.ا.ج |
| |
پنجم خرداد 1386-
-غریبه |
| |
افکار آشفته ام را حراج می کنم .خریداری؟؟؟
پ.ن:هر جوری سعی می کنم از شرشون خلاص بشم فایده نداره...گفتم به حراج بذارم شاید کسی خریدار باشه. |
| |
لینک ثابت
|
...؟ |
| |
بیست و سوم اردیبهشت 1386-
-غریبه |
| |
صداقت رو از توحرفاش می شه شنید
پاکی رو از تو چشماش می شه دید
مهربونی و لطافت رو از تو نگاهش می شه خوند ... من نمی فهمم کی میگه فردین مُرده؟
دنیا به این بزرگی چه جوری تو دل کوچیکت جا شده؟
پ.ن:به خاطر مشکلی که تو فنت این پست بود معذرت می خوام خدا رو شکر حل شد.
|
| |
لینک ثابت
|
امیدوارم |
| |
چهاردهم اردیبهشت 1386-
-غریبه |
| |
به خیال خام من همه سیاهی های پشت سرم بخت و اقبال من هستند که سیاهند و مرا رها نمی کنند یا گذشته ای سیاهند که خودم رقم زده ام افسوس ... تازه فهمیدم همه آنها سایه اند تازه فهمیدم به خاطر این خیال خامم امیدم را تباه کردم دیر نیست حالا که فهمیدم امیدوارم خوشحالم که حال به امید آینده امیدوارم... |
| |
لینک ثابت
|
گمشده |
| |
هشتم اردیبهشت 1386-
-غریبه |
| |
همه در به در دنبال عشق گمشدشون هستن من اینجا در به در دنبال خودِ گمشدمَم...
هر کس منو پیدا کرد خبر بده
دلم واسه خودِ بی خودم تنگ شده. |
| |
لینک ثابت
|
# تفاهم |
| |
سوم اردیبهشت 1386-
-غریبه |
| |
تو در امید و آرزوهای آینده
ومن در حسرت دیروز و دیروزها
فرقی نداره مهم اینه که هر دو غرق شدیم
پس هنوزم تفاهم داریم. |
| |
لینک ثابت
|
روباه یا سگ؟ |
| |
بیست و نهم فروردین 1386-
-غریبه |
| |
می گن با هر حیوونی باید مثه خودش رفتار کرد
آخه با اونی که روباه صفت و سگ رفتارِ باید چه برخوردی کرد؟ |
| |
لینک ثابت
|
میان ترم |
| |
بیست و سوم فروردین 1386-
-غریبه |
| |
تو دانشگاه ما میان ترم شده مثلِ مهریه...
کی داده کی گرفته؟ |
| |
لینک ثابت
|
دلخوشی |
| |
بیستم فروردین 1386-
-غریبه |
| |
دلخوشی واسه زندگی زیادِ،اونقدر بهونه هست که تا آخر عمر می تونی بخندی،اونقدر زیبایی هست که تا آخر عمر می تونی اَزش لذت ببری، می دونی وقتی به روی زندگی لبخند بزنی به رویِ تو می خندِ اما اگر سر ناسازگاری بذاری بدون که اون از تو لجباز ترِ.پس باهاش کنار بیا،باهاش در گیر نشو به خدا باهات کنار میاد زندگی اونقدا هم که می گن بد نیست...
پ.ن:آخر اُمیدواری و بی خیالی بودا.جو گیر شدم... |
| |
لینک ثابت
|
دانشگاه |
| |
هجدهم فروردین 1386-
-غریبه |
| |
این همه می گن دانشگاه دانشگاه،یکی به من بگه آخه تو این خراب شده چه خبرِ؟
آخه دختر آبت نبود، نونِت نبود،دانشجو شدن و مهندس شدنت چی بود؟
کمرم شکست زیر بارِ این درسای مزخرف... |
| |
لینک ثابت
|
... |
| |
دوازدهم فروردین 1386-
-غریبه |
| |
و تنها یک دم از سخن گفتن باز ایستادم آن لحظه که از من پرسیدند تو کیستی؟ |
| |
لینک ثابت
|
تلقین... |
| |
بیست و هشتم اسفند 1385-
-غریبه |
| |
بعضی وقتها٬ فراموش کردن بعضی چیزا یا بعضی از آدما از به یاد آوردنِ دورترین خاطره ها سخت ترِ مخصوصآ اگر نتونی فراموش کنی ولی مجبور باشی به خودت تلقین کنی که باید فراموش کنی ... خوشم میاد تلقین هم٬ برایِ فراموش کردن بعضی از آدما واسه من بی اثرِ.
بلبل باغ توام از باغ بیرونم نکن گر که دور افتاده ام اما فراموشم نکن
|
| |
لینک ثابت
|
تو بگو... |
| |
هجدهم اسفند 1385-
-غریبه |
| |
به نظرت عمیق ترین دردِ زندگی چیه؟
پ.ن: به نظر من دردِ هر کسی واسه خودش عمیق ترین دردِ. نظر تو چیه؟ |
| |
لینک ثابت
|
ز.ن.د.گ.ی |
| |
شانزدهم اسفند 1385-
-غریبه |
| |
وقتی بشینی با چُرتکه حساب کنی تازه می فهمی که اگر با سرعت نور٬ قدرت باد و شتاب جِت دنبال زندگی بدوی تازه اگه وسطِ راه بنزین کم نیاری و جا نزنی٬ شاید البته اونم شاید بتونی به گردِ پاش برسی .
این جا بود که فهمیدم چقدر فرصت کم دارم واسه زنده بودن و زندگی کردن... |
| |
لینک ثابت
|
دفتر 200 برگ زندگی |
| |
دوازدهم اسفند 1385-
-غریبه |
| |
زندگی واسه ما آدما مثل دفتر ۲۰۰ برگه اولش خوش خط مینویسی و دوست داری به اخرش برسی وسطاش خسته میشی بد خط مینویسی و هی برگه حروم میکنی اما اخرش که رسید جا کم میاری حسرت میخوری که چرا برگه هاشو حروم کردی.
|
| |
لینک ثابت
|
به یادش |
| |
دهم اسفند 1385-
-غریبه |
| |
از این به بعد به مشکلاتم می خندم تا همیشه یه چیزی واسه خندیدن داشته باشم .
|
| |
لینک ثابت
|
|